تبليغاتX
ديگري
 افسانه ها و حقایق درباره ی تجاوز

افسانه ها و حقايق درباره ي تجاوز

افسانه: تجاوز رويدادي است كه به ندرت اتفاق مي افتد " هرگز براي من اتفاق نخواهد افتاد."

واقعيت: هر شش دقيقه يك تجاوز در آمريكا اتفاق مي افتد. از هر چهار زن يك زن و از هر هشت مرد يك مرد، در طول زندگيشان قرباني تجاوز مي شوند.آمريكا بالاترين نرخ تجاوز را در كشورهائي كه چنين آمارهاي منتشر مي كند، دارد.13 بار بالاتر از انگليس و20 بار بيشتر از ژاپن. هر 21 ساعت درمحيط هر دبيرستاني در آمريكا يك تجاوز اتفاق مي افتد.

افسانه: فقط زنان جوان و زيبا با دامن هاي كوتاه يا زناني آنچناني مورد تجاوز قرار مي گيرند.

واقعيت: متجاوزين قربانيانشان را بر اساس آسيب پذيري و دسترسي به قرباني انتخاب مي كنند ، بدون توجه به ظاهر جسمي و يا وجهه ي قرباني. قربانيان جوان  يا پير، مجرد يا متاهل، ثروتمند يا فقير، مرد يا زن هستند. دامنه سني قربانيان گزارش شده از شش هفته تا 93 سال است. با توجه به اين نكته كه زنان سنين 16 تا 24 سال بيشترين ريسك مورد تجاوز قرار گرفتن را از گروه هاي ديگر سني دارند. به طور ويژه يك زن در طول ماه هاي اول و دوم  دانشگاه احتمال بيشتري از مورد تجاوز قرار گرفتن دارد. به علاوه  زنان  حق پوشيدن به هر شيوه اي كه  متمايلند، را دارند. اين متجاوز است كه آنان را براي تجاوز انتخاب مي كند.

افسانه: به احتمال خيلي بيشتر متجاوز، غريبه ي ديوانه اي با ماسك بر چهره است كه از بين درختان بيرون مي پرد تا دانشجوي خوش چهره اي  يك كالج.

واقعيت: 85 درصد از قربانيان تجاوز فرد مهاجم را مي شناسند. 35 درصد از تجاوزات جنسي درون خانواده اتفاق مي افتد. تخمين زده مي شود كه زنا با محارم در 20/1 خانواده اتفاق مي افتد. بيشتر متجاوزين مرداني هستند بدون پيشينه اي از بيماري هاي رواني . 68درصد از تجاوزات در مهماني اتفاق مي افتد، 32درصد در اتاق هاي خوابگاه، 28درصد در خانه ي اتحاديه ها و 29درصد در آپارتمان.

افسانه: تجاوز عمل سكس و شهوت ناگهاني است. براي مثال مردي كه از رابطه ي جنسي محروم بوده با ديدن يك زن جذاب نمي تواند خود را كنترل كند.

واقعيت: 90درصد تمامي تجاوزات با  برنامه ريزي صورت مي گيرد. متجاوز براي تجاوز خود به يك زن خاص اعم از اين كه آن زن خواهان آن باشد و يا نباشد، برنامه ريزي مي كند. تجاوز جنايتي خشن است كه از سكس به عنوان اسلحه ي قدرت و كنترل استفاده مي كند. ميانگين زمان عمل تجاوز دو تا چهار ساعت است.

افسانه: اگر فردي در حين مستي ديگري را براي عمل سكس و بدون رضايت تحت فشار قرار بدهد ، تقصيري متوجه او نيست.

واقعيت: اگر فردي مست باشد همچنان مسئول اعمال خويش است همچنان كه يك راننده ي مست مسئول است. مجبور كردن ديگري براي عمل سكس هرگز نمي تواند توجيه داشته باشد. به علاوه به طور قانوني كسي كه مست است نمي تواند رضايت به انجام كاري بدهد. در 90درصد تجاوزات پاي الكل و مواد نيز در ميان است.

افسانه: يك زن اگر واقعا بخواهد مي تواند از مورد تجاوز قرار گرفتن جلوگيري كند.

واقعيت: 85درصد از تجاوزات شامل خشونت فيزيكي نيز مي شوند. در 87درصد موارد مباشر در جرم نيز سلاح حمل مي كند و يا تهديد به كشتن قرباني مي كند . 20درصد قربانيان تجاوز كشته مي شوند يا براي هميشه مجروح مي شوند.

افسانه: زنها مي گويند " نه " وقتي كه منظورشان " بله " است.

واقعيت: اگر زني مي گويد نه بايد به اين نه احترام گذاشت . گفته هاي همچون " مسيربدون برگشت" و يا "هيچ چيز قادر به متوقف كردن نيست" بي معنا ست. در هر نقطه اي كه شخص بگويد نه شما بايد توقف كنيد. اگر شخصي به شما بگويد بس كن به دلايل متفاوتي ممكن است ناراحت باشد( يكي از اين دلايل اين مي تواند باشد كه در گذشته مورد تجاوز قرار گرفته است.)

افسانه ها: زنان اغلب در باره ي اين كه مورد تجاوز قرار گرفته اند دروغ مي گويند.

واقعيت: آمارهاي اف بي آي بيان مي كنند كه تنها يك يا دو درصد از گزارشات در مورد تجاوز دروغ هستند. اين درصد مشابه با گزارش هاي كذب مرتبط با همه ي جرائم ديگر است. همچنين تنها يك مورد از هر ده مورد يا يك مورد از هر بيست مورد تجاوز صورت گرفته گزارش مي شوند و فقط ده مورد از هر صد مورد تجاوز پيگيري قانوني مي شوند.

افسانه : مردان طبيعي مورد تجاوز قرار نمي گيرند اگر به يك مرد تجاوز شود توسط يك مرد همجنس گرا تجاوز انجام شده.

واقعيت: تجاوز همجنس اتفاق مي افتد اما تخمين زده مي شود كه كمتر از يك درصد از مردان رويداد تجاوزشان را گزارش مي دهند. 96درصد از متجاوزين ناهمجنس خواه هستند و فقط چهار درصد از متجاوزين به همجنس خود ، همجنس گرا هستند. تجاوز به همجنس معمولا بيشتر با خشونت فيزيكي است تا تجاوز به جنس مخالف و معمولا بيشتر از يك مهاجم وجود دارد و از سلاح استفاده مي شود.

افسانه: تجاوزگناه قرباني است اگر او تعدد سكس داشته باشد و يا مست باشد و يا متجاوز را به اتاقش دعوت كرده باشد...

واقعيت: هيچ كس خواهان مورد تجاوز قرار گرفتن نيست.قرباني را باور كنيد. قرباني ممكن است حامله شود و يا به يك بيماري مقاربتي جنسي مبتلا شود. او احتمالا اعتماد كمتر، آشفتگي، سرزنش خودو شرمندگي را تجربه مي كند و به حمايت نياز دارد.

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط تهمینه رستاخیز در Sat 14 Mar 2009  |
 متهم

 

متهم            The Accused

كارگردان : جاناتان كاپلان

نويسنده: تام تپور                                                                                                                                     

بازيگران: كلي مك گيليس ( كاترين مورفي)    ،   جودي فاستر ( سارا توبايس)

محصول: 1988

 

                                                                                     

 

 

.... «اين درست نيست که بگوييم اگر قرباني مقاومت کند ممکن نيست تجاوز جنسي اتفاق بيافتد، يا اينکه فقط به زنان جوان جذاب تجاوز مي‌شود، يا اينکه بعضي زنان از اينکه تجاوز جنسي را تجربه کنند لذت مي‌برند، يا اينکه همة مرداني که مرتکب تجاوز جنسي مي‌شوند دچار نوعي ناراحتي رواني هستند. نسبت قابل‌ توجهي از متجاوزان فقط هنگامي از نظر جنسي تحريک مي‌شوند که قرباني را دچار خفت و وحشت کرده باشند. براي آنها خودِ عمل جنسي اهميت کمتري دارد تا تحقير زن. جنبش‌هاي زنان در تلاش‌اند آشکار کنند كه تجاوز جنسي فقط حمله‌اي فيزيکي نيست بلکه حمله و تجاوز به تماميت فرد و شأن انساني است
... «بعضي فمينيست‌ها معتقدند در جامعة پدرسالار تمام زنان مورد تجاوز قرار مي‌گيرند، چون تجاوز فقط اين نيست که به جسم شما تجاوز شود. تهديدِ تجاوز هم شما را در موقعيت قرباني تجاوز قرار مي‌دهد و در رفتار زنان متجلي مي‌شود. اينکه من تا چه ساعتي مي‌توانم بيرون بمانم، کجاها مي‌توانم بروم و کجاها نمي‌توانم بروم، چه بايد بپوشم و چه نبايد بپوشم... اينها سؤالاتي است که مردها موقع بيرون رفتن از خود نمي‌پرسند. آنها ترس از تجاوز ندارند و مردان اطرافشان هم‌چنين تجربه‌اي نداشته‌اند. درصورتي‌که اگر براي خود زن هم تجاوز اتفاق نيفتاده باشد هميشه مي‌داند که تجاوز و متجاوز وجود دارد. بنابراين براي زنان دستورالعملي تهيه مي‌شود که محدودکننده است. مثلاً سازمان‌هاي حمايتي در برخي کشورها که به قربانيان تجاوز کمک مي‌کنند فهرست بلندبالايي دارند که زندگي عادي را براي زنان فلج مي‌کند. مثلاً مرد وقتي مي‌خواهد با ماشينش حرکت کند شايد درجة بنزين ماشينش را نگاه نکند، اما طبق اين فهرست زن بايد محاسبه کند که بنزين به اندازه‌اي باشد که وسط راه گير نکند.»( 
zanan.co.ir/social/001137.html)

 

سارا توبايس متهم است. او متهم است كه جوان و سكسي و زيبا ست.اما در جامعه اي كه زنان و دخترانش زير بمباران انواع مديا و رسانه ها مي آموزند كه براي نزديك شدن به ايده آل زن جامعه ، چطور دور كمر خود را به شصت سانت برسانند و گونه هاي خود را برجسته كنند و ناخن هاي خود را مانيكور كنند و موهاي خود را بلوندو....چگونه زيبا و جوان و سكسي بودن اتهام محسوب مي شود؟

سارا توبايس متهم است زيرا در يك بار عمومي و در مقابل ديدگان جمعيتي كه فرياد و هلهله مي كردند مورد تجاوز سه مرد قرار گرفته و در حالي كه اسپرم هاي سه مرد، كبودي ها ،كوفتگي ها و خراشيدگي هاي روي بدن سارا توبايس را پزشك قانوني تائيد كرده ، پليس و بازپرس از پيشينه ي سكس و  روابط همزمان  او بازجوئي مي كنند و اين كه چرا در شب حادثه تنها يعني بدون سايه ي حمايتي يك مرد با لباس هاي نيمه برهنه به يك بار عمومي شلوغ رفته ؟

او در دادگاه هر چند كه در جايگاه شاهد و شاكي قرار دارد اما در حقيقت در جايگاه متهمي ست كه بايد به باورهاي رايج پاسخ گو باشد كه اگر يك زن جوان و زيبا و سكسي مورد تجاوز قرار گرفت گناه خود اوست چرا كه اين خواست قلبي او بوده و اگرچه نه را فرياد بزند اما نه زنان يعني بله.

او متهم است اما كسي از دادگاه باورها نمي پرسد كه اگر جوان و سكسي و زيبا بودن جرم است پس چرا جامعه براي باسن جنيفر لوپز و گونه هاي نيكول كيدمن و لب هاي آنجليا جولي و سينه ها ي... هلهله مي كند ؟

سارا توبايس متهم است زيرا او جوان و سكسي و زيبا ست و با اين اتهامات باعث شده كه مردان كه به دليل منطق و قاطعيت و قدرتشان صلاحيت قاضي بودن رئيس جمهور شدن و سياستمدار بودن و... را دارا باشند، اختيار از كف بدهند و نتواند بر احساسات جنسيشان غلبه كنند و در نتيجه اين اشرف مخلوقات بسيار خوش ساخت و سطح بالا از غريزه پيروي كنند.

او متهم است است زيرا كه اگر مي خواست مي توانست جلوي تجاوز را بگيرد و بدن و فيزيك زن كه در هنگان تقسيم نقش و قدرت در جامعه ظريف و شكننده است در هنگام تجاوز قادر است كه جلوي حمله ي سه مرد را بگيرد و اسلحه اي كه در حالت عادي قادر به سوراخ كردن و پاره كردن و بريدن است در هنگام تجاوز (اگر زن بخواهد ) اسباب بازيي بيش نيست.

پس سارا توبايس متهم است. و اين كه حادثه نه يك تجاوز بلكه سكس گروهي اي از سر تمايل و رضايت دو جنس بوده. مگرنه اين كه او جوان و زيبا و سكسي است و لباس هاي نيمه برهنه پوشيده و تنها بدون همراهي يك مرد به يك بار شلوغ رفته؟

سارا توبايس متهم است .حتي اگر بعد از حادثه به شدت احساس تحقير شدن داشته باشد، دوست پسرش را از خانه بيرون كند، موهاي خود را به شكلي زشت كوتاه كند تا ظاهري نازيبا بگيرد و يا شايد با اين كار چهره ي سارا توبايس مورد تجاوز قرار گرفته را فراموش كند و تمام تلاشش را براي  به زندان انداختن و در واقع دور كردن متجاوزين به كار بندد.

سارا توبايس  اما خوش شانس نيز است. چرا كه شاهدي پيدا مي كند كه بر صحت تجاوز شهادت مي دهد و وكيلي دارد كه رموز وكالت را مي داند و دلسوزانه براي پيروزي تلاش مي كند. او در دادگاه  پس از اين كه هئيت منصفه بارها شهادت شاهدش را مي طلبد، پيروز مي شود ، اما اگر سارا توبايس خوش شانس نبود ....

    در همين رابطه بخوانيد:

http://en.wikipedia.org/wiki/The_accused

    zanan.co.ir/social/001137.html  

http://en.wikipedia.org/wiki/Rape_and_revenge_films

http://www.calcasa.org/34.0.html

 

|+| نوشته شده توسط تهمینه رستاخیز در Fri 6 Feb 2009  |
 تلما و لوئیز

 

تلما و لوئیز           Thelma & Louise

نویسنده: کالی کورای                                                                   

کارگردان: ریدلی اسکات

بازیگران: سوزان ساراندون(لوئیز)، جینا دیویس(تلما)

محصول 1991

تلما و لوئیز بیانیه‏ای خشمگین است علیه شرایط حاکم بر زنان در جامعه. بیانیه‏ی زنانی که در برابر این شرایط سازش نمی‏کنند، تسلیم نمی‏شوند بلکه می‏شورند.

تلما و لوئیز آزرده و خسته از روابط موجود تصمیم می‏گیرند برای اندک زمانی هم که شده از فضا و روابط خانه بگریزند و با پناه بردن به ویلای یکی از دوستان لوئیز دمی نفس بکشند. غافل از این که فرار از باتلاق خانه آنان را به منجلاب جامعه پرتاب می‏کند.

تلما سر به هوا ست. سطحی و خام، ناآگاه از ستمی که بر او می‏رود ،تحت سیطره‏ی مردی خشن و زورگو که به تعبیر لوئیز مثل پدر با او برخورد می‏کند نه شوهر. اما در طول داستان فیلم، بیننده شاهد رشد و بلوغ او ست. تلما آهسته آهسته رشد می‏کند، آگاه می‏شود به بلوغ می‏رسد و سرانجام اوست که در سکانس نهائی فیلم در لحظه ی انتخاب بین تسلیم و مرگ به لوئیز می‏گوید: "برنگردیم، ادامه بده، به جلو"

لوئیز اما به گونه‏ی دیگری است. زنی مستقل و محکم. با این همه این زن مستقل و محکم هم در بند روابط نابرابر و آزاردهنده‏ای با دوست پسرش است. دوست پسری که همزمان دو احساس در برابر او دارد: کشش و فرار. لوئیز در درون خود جراحتی دارد که می آزاردش. تجاوز. جراحتی که زمان هم قادر به ترمیم آن نیست. در صحنه‏های انتهائی فیلم است که بیننده از وجود این زخم در خاطره و روان لوئیز آگاه می شود و شاید در آن جاست که شلیک لوئیزبه مرد متجاوز قابل پذیرش و باور می‏شود.

این دو زن متفاوت با هم همراه می شوند تا در برابر شرایط نابرابر و غیرانسانی موجود، به رفیقانی شورشی بدل شوند.

شورش با شلیک لوئیز به مرد متجاوز آغاز می‏شود. تلمائی که توسط لوئیز از تجاوز رها شده، هراسان پیشنهاد می‏کند که نزد پلیس بروند و همه‏ی داستان را بگویند. غافل از این که قانون در جامعه نه برای حمایت از مظلومین که برای تداوم قدرت ظالمان ایجاد شده. بی شاهد، بی مدرک (اسپرم‏های مرد متجاوز؟!!) و بدتر از آن با گناه این که در برابر صد شاهد تلما ساعت‏ها با مرد متجاوز رقصیده، چه عدالتی قرار است برای آنان اجرا شود؟

نکته جالب در این است که اسلحه‏ای که لوئیز با آن شلیک می کند، سلاحی ست که شوهر تلما به تلما داده تا با این توهم اسارت‏بخش که فضای امن برای زن خانه است وسیله‏ی محافظت در مقابل مردان و جانوران خطرناک بیرون داشته باشد. و حال این اسلحه‏ی اسارت‏بخش بدل به سلاح رهائی می شود. اسلحه‏ای که شوهر تلما برای به بند کشیدن او در خانه از آن استفاده کرده تبدیل به اسلحه‏ی تلما و لوئیز می شود این بار علیه به بند کشیده شدن.

شورش آغاز شده، تلما اولین گام آگاهی را برداشته، لوئیز فرصتی می یابد که انتقام بگیرد و انفعال قبلی خود را با حرکتی قهرآمیز جبران کند و عبور از مرزها و خط قرمزها شروع می شود...

آن دو تصمیم می گیرند که به مکزیکوسیتی بروند. کنایه ای برای آرمان‏شهر زنان، مکانی که در آن برابری و آزادی وجود دارد. آن دو برای رسیدن به این آرمانشهر مرزهای ایالات را زیر پا می‏گذارند که به طور کنایه آمیزی از مرزها و خط قرمزهای جامعه حکایت می‏کند. هر مرزی که رد می کنند، قدمی به سوی رهائی و سنت شکنی بر می‏دارند.هر چه به جلوتر می‏روند از سنت‏ها و خط قرمزهای بیشتری می‏گذرند.

از به دور انداختن لوازم آرایش و زیورآلات لوئیز تا تغییر لباس‏های سکسی و زنانه‏ی تلما به لباس‏های راحت و بی‏زینت. از نخستین تجربه‏ی ارگاسم تلما بعد از ده سال زناشوئی تا پاسخ رد لوئیز به درخواست ازدواج دوست پسرش و وعده‏ی زندگی آرام و مورد پذیرش جامعه. از نادیده گرفتن حرکات زننده‏ی راننده‏ی کامیون جاده تا برخورد قهرآمیز و خانمان برانداز با او در سکانس های نهائی فیلم.

                                      

نگاهی که فیلم به مردان دارد نگاهی انتقادی و منفی است. هیچ کدام از مردان فیلم دوست داشتنی و قابل دفاع نیستند. مردان فیلم هر کدام سمبل یک ویژگی جامعه‏ی مردسالارانه اند. شوهر تلما که نمایان گر خشونت و سرکوب و تحقیر است، دوست پسر لوئیز که خود در نمائی از فیلم در حالی که با تلفن مشغول ردوبدل کردن عاشقانه هایش با لوئیز است در بستری دراز کشیده که نمای مبهمی از حضورزن دیگری در آن دیده می‏شود و هین مرد زمانی که لوئیز خبراز انجام کاری جبران ناپذیر که مرتکب شده می‏دهد سریعا از هم‏آغوشی لوئیز با دیگری می پرسد که به نوعی بیان‏گر نگرش‏های یک سویه‏ی دنیای مردسالار است. کابوی جاده که با تلما نرد عشق می بازد و در نهایت پول آن دو را می دزد از سوء استفاده مردان حکایت می‏کند. مردان پلیس به عنوان نمایندگان قانون در حقیقت مدافعان حفظ شرایط موجود اند ودر نهایت کارآگاه پلیس که با حرف‏‏های به ظاهر خیرخواهانه‏اش که سعی در بازگرداندن آنان به جامعه دارد نماینده‏ی جریان‏ها و جنبش‏های اصلاح طلبی است که در نهایت از بدنه‏ی همان نظام مرد سالار تغذیه می‏شوند و سعی می‏کنند که با دادن اندک حقی به زنان آنان را به تحمل شرایط سخت جامعه وا دارند و در حقیقت جلوی طغیان و شورش را بگیرند.

فیلم در صحنه‏ای به پایان می‏رسد که تلما و لوئیز هر دو تصمیم گرفته اند که به پیش بروند و نایستند حتی در حالی که پرتگاهی در مقابلشان قرار دارد. به جرات می‏نویسم که شاید این یکی از معدود صحنه‏هایی است که خودکشی و مرگ قهرمانانش نه از سر تسلیم و شکست که از سر پیروزی است.

آنان به پیش می روند و حاضر نیستند که به گذشته برگردند و به شرایط تن دهند. آنان میوه ی ممنوعه را چشیده اند، میوه ی آگاهی را.

درباره ی همین فیلم:

http://somethinglikethat.blogfa.com/post-55.aspx

http://saheloftade.blogfa.com/post-107.aspx

http://untoldstory.blogfa.com/8503.aspx

http://www.sarbedaran.org/mozuat/farhang/cinema/telma.htm

http://www.imdb.com/title/tt0103074/

http://en.wikipedia.org/wiki/Thelma_%26_Louise

 

|+| نوشته شده توسط تهمینه رستاخیز در Fri 30 Jan 2009  |
 
 
بالا